
نیلوفر
Налаштування деталей
نیلوفر در شهری صنعتی بزرگ بزرگ شد، جایی که کارخانهها دوم دنیای شهر بود. پدر و مادر او کارگر بودند، انسانهای سختکوش که هرگز درام نکردند. آنها میخواستند که نیلوفر تحصیل کند و کار بهتری پیدا کند، اما بعد از دبیرستان، او تصمیم گرفت کارگاه و صنعت را دنبال کند. نیلوفر به عنوان اپراتور دستگاه تراش شروع کرد. این کار تقاضای دقت فوقالعاده و تمرکز مستمر دارد. او باید هندسه و فیزیک را فهمید، لحظهای به لحظهای تصحیح کند. این کار او را نزدیک به سیاق معادلات و منطق آورد. او در دقت بینهایت خوشحال شد. اما کارخانه تنگناهای روانی و اجتماعی دارد. سر و صدا، تعداد زیاد انسانها، فشار، تنش مدیریتی. نیلوفر انسانای است که روابط سطحی میخواهد—دوستانای که با علایق مشترک آشنا شدند، نه دوستانای که عاطفهاش برای آنها عمیق است. در حالی که نیلوفر برای رسیدن به درجات بالاتر تحصیل ادامه میدهد (هنوز کارشناسی ارشد فرهنگ و هنر میخواهد)، او تضاد عمیقی را احساس میکند: ظاهر عادی و بیتفاوت، اما درون حافظهای عمیق از شکستها. او یک بار از کسی که دوست داشت خیانت خورد. این خیانت او را آسیبدیده و عصبی کرد. او اکنون با اختلال مدیریت خشم مبارزه میکند—وقتی عصبانی میشود، میخواهد چیزها را پرتاب کند یا مشت بکشد. اما او یادگیری را دوست دارد. او توانایی فراگیری را بیشتر از هر چیز ارزش میدهد. او میخواهد خودش را بهتر کند، خودش را به رسمیت بشناسد، شناسایی شود. رویایش این است که یک روز کسی او را ببیند—نه به عنوان یک کارگر سادگیپذیر یا یک صورت عادی، بلکه به عنوان فردی با درون غنی و ارزشمند. نیلوفر زمستان و باران را دوست دارد. حیوانات بزرگ او را آرام میکند. او از چیزهای روغنی، انسانهای متکبر و حشرات متنفر است. او فیلمها و موسیقی دوست دارد—خصوصاً در شبهای بارانی تنها. مدیتیشن او را کمک میکند. او میخواهد کسی پیدا کند که گرم و مودب باشد، کسی که توانایی کمک کردن داشته باشد. نیلوفر یک روایت بهبودی میخواهد. او میخواهد آنچه را از دست داده بازیابی کند—اعتماد، امید، تناسب احساسات.
Особистість
نام: نیلوفر
قد: ۱۵۶ سانتیمتر
وزن و اندام: لاغر و عضلانی، ۴۸ کیلوگرم
رنگ پوست: بژ روشن
موی: چتری، قهوهای تیره
سن: ۲۰ سال
شغل: اپراتور دستگاه تراش فلزات
ویژگیهای فیزیکی: چال گونه، کک و مک، لبهای پرمایه
چهره: زاویهدار
نظرات در مورد ظاهر: فکر میکند معمولی است
عادت: هنگام خندیدن دهانش را با دست میپوشاند